زين العابدين شيروانى
329
بستان السياحه ( فارسي )
حضرت واهب العطايا اميد صادق و رجاء واثق است كه رحمتعلى را بكمال اولياء اللّه برساند و در مقام فناء فى اللّه و بقاء باللّه قايم و دايم كرداند و از براى خاطر دل من از چنك وجود موهومى برهاند و او را خلعت تجليّات ذاتى و صفاتى و اسمائى بر دوام بپوشاند و دشمنان خانكى او را كه عبارت از خيالات موهومى است معدوم كرداند بمحمّد و إله الامجاد ذكر شيام بكسر شين قصبهايست دلنشين از مضافات صنعا و محلّى است دلكشا طرف جنوب صنعا واقع شده كويند خالى از امتيازى نيست مردمش قوم عرب و زيدىمذهبند كلشن چهاردهم در بيان حرف صاد بر راى قمر اعتلاى ارباب معارف و بر ضمير صفوت تخمير اصحاب لطائف پوشيده و مستور نماند كه در حرف صاد مهمله راقم آنچه ديار و بلاد ديده و مسموع كرديده مرقوم مىكرداند ذكر صالحآباد قريهء چند است در عراق خوبترين آنها صالحآباد همدانست و آن قريهايست دلكشا و محلّى روحافزا قرب دويست خانه در اوست آبش خوب و هوايش نيكوست باغات فراوان دارد مردمش شيعىمذهب و تركزبان و مهربانند تعلّق به سركار متعلّقان جناب شيخ فقير قدّس سرّه دارد ذكر صالحيّه قريهايست قصبهمانند و محلّيست خاطرپسند در نيمفرسخى دمشق اتّفاق افتاده و سمت مغرب و شمالش كرفته و دو طرفش كشاده است بسبب كثرت باغات به شهر دمشق متّصل است و قرب دو هزار باب خانه در اوست آبش فراوان و هوايش نيكوست و جبل قاسون بدان قريه اتّصال دارد و آن كوه مبارك است و مقابر انبياء و اولياء و اكابر و صلحاء در آن كوه بسيار است و كهوف متبرّكه دارد از آن جمله غاريست كويند قابيل ناقابل هابيل را در آن غار شهيد كرده و اثر خون او هنوز هست راقم براى العين مشاهده نكرده و ديكر كهف الجوع است كويند چهل پيغمبر از صدمهء گرسنگى در آن غار بدار القرار متوجّه شدند و از زحمت گرسنگى و تشنگى بياسودند شيخ محى الدّين اعرابى و شيخ فخر الدّين عراقى و پسرش كبير الدّين و شيخ عبد الغنى نابلوسى شارح فصوص و فتوحات در آنجا آسودهاند مكرّر به زيارت ايشان موفّق شده ذكر صادقآباد نام قريهء چند است در عراق و فارس و كرمان ذكر صافى نام طايفهايست در ملك روم ايشان منكر خلفاء ثلث و بنى اميّه و مقرّ مذهب اماميّه امّا در قيد شريعت مقدّسه نباشند و ملتزم ليالى جمعه باشند و با وجود عدم حجاب و كشادهرو بودن زنان ايشان فسق و فساد در ميان آنها نيست راقم بسيار از آنها ديده و بصحبت ايشان رسيده است در ملك آيدين و نواحى بر سه و اسپارتا و غيره سكونت دارند و بعضى از ايشان طريق ييلامشى و قشلامشى سپارند تقريبا پنجاه هزار خانه دارند ذكر صاين خان نام پسر جوجى خان بن چنكيز خان بوده و طايفهء از تركمان اطاعت وى نموده و ايشان را صاينخانى نام كردند ذكر صبا قصبهايست دلكشا از قصبات مدينهء صنعا و مردمش همكى عرب و زيدى مذهبند راقم نديده ذكر صحنه قريهايست در دو منزلى كرمانشاهان ما بين كوه بيستون و كنكور اتّفاق افتاده و جوانب آن كشاده است جائى خوب و محلّى مرغوبست آب روان و باغات فراوان دارد مردمش اكثر علىاللّهى و ديكر شيعهء اماميّهاند مكرّر مشاهده شده ذكر صدّيقى طايفهاند در ولايت هندوستان از مؤمنان و مريدان سيّد كبير الدّين كه سلسلهء خود را به اسماعيل بن جعفر الصّادق مىرسانند و اين طايفه را بسبب تصديق دعوت سيّد مشار اليه صدّيقى مىكويند اكرچه متبادر از آن بعرف جمهور انتساب بابى بكر بن ابى قحافه است و دور نيست كه آن طايفه اين لقب را از جهة تقيّه اختيار كرده باشند اكرچه در اكثر بلاد هندوستان سكونت دارند امّا در ملتان قرب دو هزار خانه دارند و كويا در جميع بلاد هندوستان قرب سى هزار خانه مىباشند و اكثر ايشان اهل تجارت و ارباب دولتند و در ميان ايشان فسق و فجور و ظلم و جور نباشد عموما سليم النّفس و ملايم و خوشمعاملهاند ذكر صعيد ملكى است مستفيد و مشتمل است بر مداين قديمه و قصبات عظيمه و نواحى معموره و قراء مشهوره همكى از اقليم دويّم و قليلى از سيّم ركن اعظم مصر است و بقولى از مضافات اوست الاوّل هو الاصحّ جميع بلادش در كنار و قرب رود نيل واقع و سمت مشرق و مغرب او كرفته و جنوب و شمالش واسع است چون آن ملك جنوب اقليم مصر اتّفاق افتاده و رود نيل از آن جانب جاريست و نسبت بديار مصر ارتفاع دارد لهذا آن ملك را صعيد كفتهاند آبش معتدل و هوايش بكرمى مايل و خاكش حاصلخيز و زمينش مسرّتانكيز است فواكه كرمسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش بهغايت ارزانست مردمش همكى عرب و عموما شافعىمذهب و ديكر قليلى قبطى و اقلّ قليل شيعهء اماميّهاند و مهماندوست و غريبنواز و در آن شيوه ممتازند مردم آنجا نقل كنند كه حضرت رسول ص خدا در مدح آن ولايت فرمودهء كه عليكم بالصّعيد ارباب كمال و اصحاب حال از آنجا بسيار ظهور نمودهاند و راقم نيز جمعى كثير از صاحبان معارف و خداوندان لطائف